خانه / آخرین نوشته ها / سفرنامه توس طوسی : تازه می شوم از کهنگی تاریخ این دیار

سفرنامه توس طوسی : تازه می شوم از کهنگی تاریخ این دیار

آیین باور -سفر به توسِ طوسی ، در یک مجال خلاصه نمی شود. بهانه ارتباط اصحاب رسانه بود و نو شدن دیدگاه اهل قلم . آشنایی با همکاران رسانه ای دیگر استان ها ..که میسر شد اما من دامنگیر دیار توس شدم . دریغ که چه دیر …اما تا ابد خاطره این شهر پیچ در پیج با تاریخی خاکستر نشین به ظلم مغول ،نقل زبان من خواهد بود.

سفر کردیم زیرا ، جهان وطنی و دهکده جهانی،خواه یا ناخواه مارا در برگرفته و در شرایطی که رسانه های خارجی از چگونگی عملکرد ما آگاه و برآن نقد و نظردارند،دور ماندن خبرنگاران و روزنامه نگار و سایر دست اندرکاران رسانه، از شیوه کاری و وضعیت موجود دیگر همکاران رسانه ای کشور، نوعی دگماتیسم و خود شیفتگی است .

گفتگوی “گاهانه” خبرنگاران و مولفین رسانه، از سراسر کشور می تواند نگاه آنان را وسعت بخشیده و راهکارهای تجربی و عملی برون رفت از بن بست های فکری- اقتصادی رسانه را ملموس تر نماید.

سفر های استانی خبرنگاران از طریق هماهنگی خانه های مطبوعات، دوستی های قدیم را مستحکم و دوستان جدید را با نگاه و نظری جدید به حلقه ارتباطات می افزاید.

سفر به مشهد و توس، برای آشنایی با خبرنگاران آن دیار ، از جمله سفرهای استانی خبرنگاران البرز بود که به سبب دوستی دیرینه با سردبیرنشریه شهرآرا هماهنگ شد و گپ و گفت دلنشینی را با خبرنگاران ویژه نامه “محله” و “میلان”  به یادگار گذاشت .

گردش در توس و دیدار از ابعاد فرهنگی تاریخی زیر پوست این شهر نیز، فرصتی بود که بی شک برای کمتر مسافر خراسان رضوی دست می دهد. گردشگری غیر حرفه ای و سنتی و ترس از رو به رو شدن با ناشناخته ها ، معمولا مسیر های آزموده را پیش پای گردشگران نهاده و راغب ترند چیزی را ببینند که پیشتر نیز با آن آشنا بوده و از راهی بروند که برآن مسلطند.

کنجکاوی برای یافتن مردمانی از وطن که همواره از مرز شهر هایشان می گذری بی آنکه با آنان همکلام شوی، تعالی و نشانگر توسعه یافتگی است وگرنه، زندگی را تنها زنده بودن بی آنکه چشمانت را به دیدار ناشناخته ها دعوت کنی ، بی هیچ تازگی خواهد گذشت و ذهن چند میلیون سلولی ات دست نخورده طعمه مرگ می شود.

سرزمین پهناور ایران حیف است که نادیده بماند و توس ….توس… زیبای خفته ی خراسان است . مانند کتابی ناخوانده که هر ورقش داستانی در دل دارد ، این شهر نیز هر متر عمقش در دل تاریخ جایی و نامی و نشانی دارد.

همراهی گروه کمسیون توس و شهرآرا محله منطقه ۱۲ ، به عنوان راهنمایان کاردان و حرفه ای در این سفر پرده از راز جاذبه های توس برداشت و آنکه گوش شنوا داشت آموخت و آنکه زندگی را تنها در گذران می دید لحظات را باخت.

پیکر و مقبره فردوسی خود داستانی عجیب است

یکی از راهنمایان این سفربانو سیدی بود. وی مصاحبه ای انجام داده با کسی که فردوسی را دفن کرده است. فردوسی پس از گمانه زنی از محل دقیق و برای ساخت آرامگاه جدید ،چهار سالی بیرون از خاک در انتظار آرامگاه جدید بوده است .آرامگاهی که نخستین‌بار توسط آندره گدار معمار فرانسوی به شکل اهرام مصر طراحی شد، اما سرانجام حسین لرزاده معمار ایرانی، آن را به شکل بناهای پرسپولیس و مقبره کوروش در پاسارگاد طراحی و اجرا کرد و پس از گذشت سال ها مهندس هوشنگ سیحون دست به کار بازسازی و طراحی آن بر اساس طرح پیشین شد.

قصه این است : سال ۱۳۱۳ ساخت مقبره تکمیل شد. استاد کریم طاهر زاده بهزاد طرح آن را ارائه کرد. به دلیل تعجیل برای آمادگی برگزاری هزاره فردوسی، بنا برپایه نامناسبی توسط “حسین لر زاده” ساخته شد و ساختمان طی ۳۰ سال تا ۱۳۴۳ نشست کرد و ساخت بنای مجدد آن سهم “هوشنگ سیحون” شد. تالار زیرین از تلفیق معماری ایرانی اسلامی طراحی و مزار از بالا به پایین انتقال یافت . نبش قبری لازم بود که صورت گرفت . فردی به نام “ارفع” مسئولیت شکافت قبر و بیرون آوردن استخوان های فردوسی را برعهده گرفت و با حضور مسئولین شهری پس از خروج کامل، استخوان ها برای مدت چهار سال در یک دفتر  اداری نگهداری شدند.پس از ساخت مجدد با مراسم ویژه دفن شد. این بنا یادآور معماری‌ پاسارگاد و مقبره کوروش است. تصویر مردی بالدار در بالای ضلع جنوبی بنای اصلی، یادآور ویژگی‌های معماری پرسپولیس است.

توس و تاریخی که باید دید

بازسازی نمادهای فرهنگی هم‌چون «آرامگاه فردوسی» در توس به سال ۱۳۱۳ خورشیدی، توسط  انجمن آثار ملی در ایران که به انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تغییر نام داده‌است انجام شد .گمانه‌زنی‌های باستان‌شناسانه نمادهای تاریخی توس در چند دهه پیش‌روی هم‌چون «ارگ توس» و «باره توس» شامل دیواره‌هایی کهن و چهار دروازه مرو، رزان، نوغان و ترقیذ و نیز «بقعه هارونیه»، «میل اخنگان»، «آرامگاه امام محمد غزالی» و «روستای پاژ» زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی را به گردشگران و پژوهشگران معرفی نموده‌است.

جهانی شدن توس درگیر دکل برق است 

خوشبختانه، آرامگاه فردوسی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ثبت ملی شده و به پیشنهاد سازمان میراث فرهنگی و بنیاد فردوسی تلاش شده‌است پرونده ثبت آرامگاه فردوسی که در ایران «مجموعه فرهنگی تاریخی توس» نامگذاری شده‌است در فهرست آثار تاریخی یونسکو پی‌گیری شود، اما با وجود احداث دکلهای برق فشار قوی در حریم منظری پشت این آرامگاه، آماده‌سازی پرونده ثبت جهانی مجموعه فرهنگی تاریخی توس به تعویق افتاده‌است. معضلی که در حریم و عرصه غالب بناهای تاریخی ایران رخ می دهد و به نظر می رسد مسئولین نیز بسیار خرسندند.

 

شاعرانی که در سایه آرامگاه حکیم توس آرمیده اند

حکیم ابوالقاسم فردوسی، ۳۹۷ خورشیدی درگذشت و در باغ شخصی‌اش در توس خراسان به خاک سپرده شد، تنها اخوان ثالث فردوسی معاصر بود که افتخار آرام گرفتن در محوطه مقبره فردوسی بزرگ را یافت . شهریور ۱۳۶۹، پیکرش با عنایاتی که بوی سیاست و ادب می داد در این باغ به امان خاک سپرده شد.

به گفته سلیمان نوری دیگر راهنمای تور خبرنگاران ،اخوان شاعری است که تلفیق کننده شعر سنتی و نیمائی است و حماسه سرائی مدرن است . در شعر هایش اندوه دیده می شود اما شما را به کنج عزلت نمی برد. جوشش انرژی برای ورود به عرصه را در شما ایجاد و به تلاطم می آورد.

او از نوادگان آقا علی عطار بود که پسر عموهایش کنون هم در مشهد همین پیشه را دارند . اخوان معلم بود و با دختر عمویش ازدواج کرد. هرساله مراسم ویژه ای در سالگردش برگزار می شود .دفن وی در این مقبره به درخواست خودش انجام شد. زمان ریاست جمهوری آقای خامنه ای و رفاقتی دیرینه و ضمانت عماد خراسانی که جز اخوان شخص دیگری چنین شایستگی ندارد.

پس  از آن، سال ۱۳۷۸، قطعه زمینی خارج از باغ آرامگاه حکیم توس به مقبره الشعرای خراسان اختصاص یافت که بزرگان ادیبی چون عماد خراسانی ،ذبیح اللّه صاحبکار (سهی)، خواهر و برادرشاعر با نام قهرمان که از شازده هاو نوادگان ناصرالدین شاه و خان های تربت حیدریه بوده و در فضای فرهنگی خراسان بزرگ، از قاجار تا کنون بسیار تاثیر گذار بوده اند،شاعری دیگر به نام شهنا که آنچه از روضه و اشعار پیرامون حضرت زهرا در جامعه ما خوانده می شود از سروده های وی است . اشعار آیینی نقل محافل از سروده های وی است هم چنین ،گلچین معانی، در آن آرام گرفتند.

بنای هارونیه و افسانه چاه آرزوها

این بنا ثبت ملی شده و به سبب نام سازنده اش عثمان ابن هارون “بنای هارونیه” شهرت یافته است. این باور که بنا متعلق به هارون الرشید است مربوط به افسانه ای خراسانی است که بسیار هم به آن ایمان دارند. بر اساس این باور عامیانه مقبره هارونیه قصر هارون الرشید بوده  به زمانی که وی والی خراسان بود و سه چاه داشت که بیش از بیست جوان سید را درآنها افکندند. نذر می کنند و پارچه می بندند که حاجت روا شوند،غافل از آنکه  دریچه ها،  ورودی های سردابه و دهلیز هوا خور زیر زمین است .

اوایل قرن هشتم، اواخر قرن هفتم ساخته شد.تنها کاربریش مدرسه علمیه اهل سنت بود و لاغیر . در جوار مدرسه امام محمد غزالی که س از خراب شدنش توسط مغولها به یادش ساخته می شود. بنایی تمام خشت که هیچ آهنی در ساخت آن به کار نرفته . سربلند و عجیب .تیرهای هفتصد ساله اش چشم نوازند. اسکلت کلاف شده اش ضد زلزله است و طبقه ایین بنا که به عنوان کلاس از آن استفاده می شده و ۲۰درجه نسبت به بیرون خنک تر است، به سبب فرهنگ غیر قابل بخشش یادگار نویسی برخی بیماران اجتماعی منع بازدید دارد.  هارونیه از بناهایی است که دارای گنبد دو پوسته است .

این دو پوستگی خود عالمی است در علم معماری ایرانی .از آنجایی که گنبدهای بزرگ و بلند نشانه اهمیت ساختمان بوده و  همچنین این گنبدها باید با مقیاس شهر تطبیق و ترجیحاً از قسمت‌های مختلف شهر دیده شوند،سعی می‌شود که گنبد فوقانی را بلندو مرتفع تر بسازند،  ولی برای اینکه مقیاس تالار زیر گنبد زیاد ناهمگون نباشد و مانند تونلی عمودی به نظر نیاید، پوسته زیرین در ارتفاع کمتری اجرا می‌شود.

سال ۷۴ مقبره غزالی یافته و تنها ۸ سال است که حضور آن اعلام شده .

مسجد مدرسه هارونیه

این مجموعه شهری در عمق ۱ متری زیر پای شهروندان توس است . مغول این منطقه را باخاک مساوی کرد. در کاوشهای اخیر معماری زیبایش رخ نمود. یافته ها شامل ۷۰ سنگ از سده های مختلف از ۶۰۰ تا ۱۰۰ سال پیش بوده و مقبره دکتر”خدیو جمع ” معروف ترین غزالی شناس ایران کنار آن  “قرار” گرفته است .

به گفته بانو سیدی راهنمای جمع، شاعرانی که در کنار مقبره فردوسی آرام گرفته اند پیش از مرگ درخواست دفن شدن در بنای هارونیه را داشتند اما میراث فرهنگی با اطمینان از اینکه شهر توس و این منطقه ،  بر روی شهر سلجوقی بنا شده و هر کجا را که حفر کنی در عمق یک متری به آثار آن می رسی با درخواستشان مخالفت کرد . این منطقه را کاوش کرد و حرفش اثبات شد.در عمق ۲ متری، مسجد مدرسه ای یافته شد که احتمالا در زمان خواجه نظام الملک ساخته شده و انوری نیز در آن درس خوانده است . در اصل می توان گفت که کشف این مسجد – مدرسه به برکت درخواست این شعرای فرهیخته برای اجازه دفن، رخ نمود.

موزه شه لافتی ، هر آن تازه می شود این سفر 

از سه‌راهی فردوسی به سمت مقبره سراینده شاهنامه که حرکت کنید، سمت چپ روستای معروف و تاریخی «چهاربرج» را می‌بینید.  محله‌ای قدیمی در مشهد است که با «یخدان طبیعی»، «خانه اربابی» و البته «موزه فرهنگ پهلوانی و زورخانه شه‌لافتی طابران توس» خود گردشگاهی پر پیمان است . بر سر در آن نوشته شده : سر تعظیم فرود آور به هنگام ورود/ چون که جای ادب و رسم جوانمردان است. ره آورد سفر ۴۷ سال سفر به دور دنیا و مردی به نام مرشد پهلوان .

از بدو ورود جذب در و دیوار می شوی . عتیقه‌هایی که هر کدام داستانی دارد شنیدنی چه کسی از چه پیشه ای در کجا این ابزار را بدست گرفته یا پهلوانی که با این لباس چه کرده ذو با آن دوچرخه کجا رفته است میگویند: یک‌تنه ساهته است این بنا را و جمع آوری کرده است هر چه هست. به تنهایی انجمنی است . مدیر است و آشپزهم. چه دست ختی هم دارد ، فراموش ناشدنی .

مرشد رستم قاسمی، کهنه‌سوار پهلوانان خراسان است که با موزه فرهنگ پهلوانی‌اش نه فقط برای مشهدی که برای مسافران تازه جو، آنان که به دنبال دیدنی هایی از دیگرجنس می گردند نام آشناست . باید رفت و دید که برخی چیزها گفتنی نیست .

سپاس از گلستانی نژاد که هماهنگی های این توس گردی را با کمیسیون توس انجام داد و شهرداری که میزبان بی ریای ما بود.

فریبا کلاهی

 

 

درباره‌ی فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

همچنین ببینید

اولین جشن هنر بانوان هنرمند،ایران زمین برگزار شد

میتا نماد صلح و دوستی/ هنر اصیل رمزماندگاری و حیات فرهنگی یک کشور است/ مدیر …

رئیس علوم پزشکی البرز: ارتباط دوسویه مردم و دانشگاه کیفیت خدمات را بالا برده و بر اعتماد می افزاید/سامانه 190 را فراموش نکنید

نشست خبری فصلی  رئیس دانشگاه علوم پزشکی البرز و اصحاب رسانه پیش از ظهر امروز …