خانه / آخرین نوشته ها / مقاله: نگاهی به سیر آموزش موسیقی در ایران از دیروز تا امروز

مقاله: نگاهی به سیر آموزش موسیقی در ایران از دیروز تا امروز

به قلم :محمد جواد صحافی

آموزش موسیقی در ایران دارای قدمتی طولانی بوده و اساتید جدای از آموزش و تربیت شاگردان، با انتقال شیوه تدریس خود به آنها، این هنر را حفظ کرده‌اند، شمار بسیاری از تربیت یافتگان هر دو مکتب سنتی و آکادمیک موسیقی در قبل از انقلاب، به لطف بهره‌مندی از آموزش اساتید نامدار موسیقی در آن زمان تبدیل به هنرمندان تاثیر گذاری شدند که نامشان بر تارک موسیقی ایران درخشید.

 به دلیل سابقه دیرینۀ مکتب آموزش سینه به سینه که می توان از آن بعنوان سنت آموزش موسیقی در ایران نام برد، اکثریت قریب به اتفاق موسیقی دانانی که روشهای نوین و آکادمیک موسیقی را برای تکمیل آموخته های خود برگزیدند نیز، قبل از حضور در هنرستان و یا دانشگاه، موسیقی را ابتدا، به روش سینه به سینه در معیّت اساتید خویش آموخته‌اند. علیزاده، لطفی، طلایی و مشکاتیان از نمونه‌های قابل اشاره‌اند که علاوه برتعلم نزد بزرگانی چون برومند، شهنازی و دوامی تحصیلات خود را در هنرستان موسیقی نیز طی کرده و سپس وارد دانشکده هنرهای زیبا شدند.

 در نقطه مقابل برخی هنرمندان دیگر نیز بودند که در طول دوره یادگیری موسیقی، این هنر را به روش مرسوم سینه به سینه آموزش دیده، برخلاف گروه اول، نه در هنرستان موسیقی و نه دانشکده هنرهای زیبا آموخته‌های خویش را تکمیل نموده‌‎ و موسیقی را از زمان شروع به یادگیری تا متعالی ترین مرحله کسب آن، در محضر اساتید خود تلمذ نموده‌اند.

عبادی، بهاری، شاهزیدی، شجریان وناظری نمونه های قابل اشاره از این دسته‌اند.

مطالعه و بررسی میزان فعالیتهای هنری هر دو گروه نشان از توفیق و کامیابی در تولید آثار ماندگار و تربیت هنرجویانی دارد که هر یک از آنها در عصر کنونی تبدیل به اساتید ارزشمندی شده‌اند. این مهم حکایت از آن دارد که موسیقی از اهمیت ویژه‌ای در قبل از انقلاب 1357 دارا بوده و آموزش آن به صورت اصولی به منظور پرورش هنرمندان جزو اولویت ها محسوب می شده است.

 تاسیس هنرستانهای موسیقی در نقاط مختلف کشور و پرورش شاگردان متعدد از خدمات غیر قابل انکاریست که صورت گرفته است.

هنرستان موسیقی، راهی نو در آموزش

پس از آنکه در میان سالهای 49-1248ش در روزگار وزارت مخبر الدوله، مدرسه موزیک، تحت نظر وزارت معارف تاسیس و مدیریت آن را مسیو لومر فرانسوی که از روسای موزیک گارد جمهوری فرانسه بود و برای تعلیم و تربیت شاگردان و تشکیل دسته های موزیک نظام به ایران اعزام شده بود واگذار شد، موسیقی آکادمیک در ایران معنا و مفهوم جدیدی به خود گرفت. در مدرسه موزیک نظام جدای از آنکه دروس تخصصی موسیقی تدریس می شد موسیقیدان فرانسوی دیگری به نام “دوال” با همراهی 38 نفر از فارغ التحصیلان این مدرسه اولین ارکستر سازهای زهی را تشکیل و برای نخستین بار نواختن ویولون در ایران را آموزش داد.

پس از مرگ لومر، غلامرضا مین باشیان(افسر ارتش و موسیقیدان) ملقب به سالار معزز در سال 1301 به ریاست اداره عمومی موسیقی که همزمان با تاسیس ارتش نوین ایران تشکیل شده بود، منصوب شد و موسیقی ایرانی را نیز به برنامه های این دبیرستان افزود و آن را به صورت علمی تدریس کرد.

 اما پس از اعمال قانون ممنوعیت اشتغال مستخدمین دولت در دو اداره دولتی، وی مجبور به ترک سمت خود شد تا تنها در ارتش خدمت کند. پس از آن، کلنل عیلنقی وزیری به ریاست مدرسه موزیک برگزیده شد و پس از حضورش در این سمت، نام مدرسه موزیک را «مدرسه موسیقی دولتی» تغییر داد.

 وی که در سال 1302 مدرسه عالی موسیقی را در تهران تاسیس کرده بود با ادغام این دو مدرسه، کنسرواتوار موسیقی را تشکیل داد که در آن هنرجویان پس از طی دوره پنج ‌ساله آموزشی مدرکی معادل دیپلم را دریافت می‌کردند.

پس از تاسیس اداره هنرهای ملی در سال 1309 و در فاصله سالهای 1312 تا 1313، غلامحسین مین باشیان(فرزند غلامرضا) که ویولونیست برجسته و فارغ التحصیل از کنسرواتوار گوستاوهالندر آلمان بود به مدیریت مدرسه موسیقی منصوب شد، این انتصاب باعث شد که او با برنامه پیشرفته، هنرستان موسیقی را به یک کنسرواتوار استاندارد تبدیل کند.

 گرچه این تغییرات برای موسیقی اصیل، خوشایند نبود و با این تفکر که برنامه موسیقی کنسرواتواری مناسب برای تعلیم موسیقی ایرانی نیست، این رشته را از برنامه درسی هنرستان حذف کرد. مین باشیان پس از تاسیس اداره موسیقی وزارت فرهنگ در اواسط 1317 هـ.ش به ریاست این نهاد نیز که در محل هنرستان عالی موسیقی تشکیل شده بود منصوب شد. در بخشی از متن ابلاغ وی وظایف این اداره «ساختن و انتشار قطعات موسیقی و سرود، و تالیف کتابها طبق اصول و آئین موسیقی جدید ومتدال نمودن قطعات و کتابها و روشهای موسیقی علمی و ادبی و موسیقی غربی، تعمیم موسیقی جدید بین اهالی کشور و جلوگیری از آنچه موافق موسیقی جدید نباشد»(صفرزاده، 1384: 182) عنوان شده بود.

 پس از تصدی این پست، وی پیشنهاد داد تا دوره عالی موزیک نظام تشکیل شود که با موافقت و راه اندازی این دوره همراه بود، وی دوازده نفر مربی موسیقی از جمهوری چک استخدام کرد و با عقد قراردادی سه ساله با آنها حدود 200 هنرجو در سطوح مختلف، تحت آموزش قرار گرفتند.

در این دوره وی نخستین مجله مستقل با نام “موسیقی” را نیز منتشر نمود. دوره هفت ساله ریاست مین باشین به اعتقاد بسیاری، درخشان ترین دوره اشاعه “موسیقی بین الملل” در ایران بود که افرادی نظیر مرتضی حنانه و فریدن ناصری را پرورش داد.

اما وقایع سال 1320 و سقوط رضا شاه، باعث شد تا تغییرات عمده‌ای در حوزه فرهنگ صورت گیرد، عزل مین باشیان از تمام مناصب و مقامهای دولتی و گماشتن دوباره وزیری به ریاست مدرسه عالی موسیقی توسط نخست وزیر وقت، باعث شد تا وزیری سخت ترین دوران ریاست خود بر این مجموعه را تجربه کند، اخراج تمام مربیان خارجی گمارده شده برای تدریس دروس کلاسیک، راه اندازی مجدد موسیقی ایرانی، الزام هنرجویان به نواختن ساز تار و نبود مدرس دوره های تخصصی موسیقی غربی، باعث اعتصاب هنرجویان شد، در نهایت در سال 1324 پرویز محمود، جای وزیری را گرفت و این بار او بود که با تلاشهای بسیارش توانست موسیقی ایرانی را از دروس مدرسه موسیقی حذف کند.

 با تاسیس اداره هنرهای زیبای موسیقی در 24 آبان سال 1328 با هدف توسعه دادن تشکیلات فعلی هنرستان عالی و مدرسه موسیقی ملی، تدریس موسیقی در مدارس طبق برنامه و بصورت مدون صورت گرفت و تا قبل از انقلاب 57 به شیوه ای مشابه اداره شد تا اینکه در سال 1358 هنرستان عالی و مدرسه ملی تعطیل و در سال 1362 با ادغام این دو مرکز آموزشی با یکدیگر «مدرسه آهنگها و سرودهای انقلابی» برای پسران و دختران تشکیل گردید.

فعالیت هنرستان و مدرسه عالی موسیقی، تا قبل از تعطیلی کاملشان، تنها معطوف به تهران نشده و برخی شهرهای دیگر همچون تبریز نیز با تاسیس هنرستان موسیقی در تعلیم هنرجویان تلاشهای بسیاری انجام دادند.

موضوع تاسیس این هنرستان از طرف اداره کل هنرهای زیبای کشور طی نامه‌ای در خرداد 1335 به اداره کل فرهنگ آذربایجان شرقی پیشنهاد و با انتخاب اسماعیل دیباج به عنوان اولین مدیر هنرستان موسیقی تبریز اولین حرکتها برای تاسیس این مرکز آموزشی از دهم تیرماه همان سال آغاز شد(صفرزاده، 1384: 49).

 این هنرستان توانست تا سال 1354 درتربیت هنر آموز سرود و موسیقی فعالیت قابل قبولی را انجام دهد. در سال 1354 با انحلال هنرستان موسیقی و تاسیس دانشسرای هنر تبریز، وظیفه تربیت معلم هنر مدارس برعهده این مرکز محول شد که در سال 1358 به دلیل وجود برخی تهدیدات این مرکز نیز تعطیل گردید.

مرکز حفظ واشاعه، خدمتی که ناتمام ماند

تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی که با هدف ارزشگذاری و حمایت از موسیقی اصیل ایرانی در اوایل سال 1348 تشکیل شد، اتفاقات مثبتی در حوزه موسیقی ردیف-دستگاهی ایران رقم زد، اما پیوستن نورعلی برومند با سمت مدیریت هنری بر ارزش این مرکز بیش از گذشته افزود و باعث حضور عده بیشتری از هنرمندانی شد که برای تکمیل آموخته های دانشگاهی خویش حضور یافته بودند.

 فعالیتهای درخشان این مرکز که بر پایه تحقیق و پژوهش بر روی موسیقی ایرانی و آموزش این هنر بنا نهاده شده بود سبب شد تا کنسرتهای موفقی نیز در جشن هنر شیراز، برگزار شده و بازسازی آثار قدما توسط دو گروه از هنرمندان این مرکز به سرپرستی محمدرضا لطفی و جلال ذوالفنون زیر نظر نور علی برومند در بهترین شکل ممکن اجرا شود(لطفی، 1393) گرچه این مرکز آموزشی، بعدها به دلیل حواشی بسیار و مدیریت غلط از هم پاشید اما در طی دوران درخشان فعالیت خود، هنرمندان بسیاری را تربیت کرد که اکنون تبدیل به اساتید نامدار موسیقی ایران گشته‌اند.

 آموزش موسیقی پس از انقلاب

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی، موسیقی ایران برخلاف سایر هنرها دچار کش و قوس‌ها، برخوردهای قهرآمیز و محدودیتهای بیشماری شد، این ممنوعیتها در اوایل سالهای پس از پیروزی انقلاب شدت بیشتری داشت و باعث مهاجرت هنرمندان بسیاری شد که سهم بزرگی در به ثمر رسیدن انقلاب داشتند.

پس از باز شدن نسبی فضای هنری در سالهای بعد برخی از این هنرمندان به وطن بازگشته، فعالیت هنری خود را در داخل کشور پیگیری کردند، برخی نیز اما (که عده بسیاری از فعالان موسیقی پاپ نیز شامل آنها می شدند) فعالیت هنری خود را در خارج از کشور پیگیری نمودند.

 اوضاع نابسامان موسیقی پس از انقلاب اما تنها به برخورد با هنرمندان و عدم صدور مجوز فعالیت برای آنها محدود نشده و آموزش هنر موسیقی به علاقه مندان نیز در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت، تعطیلی مراکز خصوصی آموزش موسیقی و حتی مدارس موسیقی در سالهای ابتدایی پس از انقلاب حکایت از وضعیت آشفته‌ای داشت که گریبان موسیقی را گرفته بود.

 پس از ادغام دو مدرسه عالی و ملی موسیقی در سال 1362 با تغییر نظام آموزشی کشور در سال 1365، این مدارس نیز دچار تحولاتی شدند. در این تحولات دوره آموزشی به سه سال تقلیل پیدا کرد، یکسال تحصیلی به دو ترم تقسیم بندی شد و سازهای موسیقی ایرانی و غربی نیز آموزش داده شدند.

 با این حال و پس از سپری شدن چند سال از تاسیس این مرکز آموزشی و با اصرار کارشناسان وزارت فرهنگ و ارشاد، به این دلیل که واژه «سرود» یک فرم بسیار بسته و محدود است و نمیتواند عمومیتی برای موسیقی در کشور داشته باشد نام هنرستان موسیقی مجدداً بازگردانده شده و با راه اندازی دوره عالی، هنرستان موسیقی تهران، نام شناسنامه ای خود را مجدداً کسب نمود.

مرور سطور فوق نشان داد آموزش موسیقی ایرانی همزمان با آغاز تجددگرایی حاکمان پهلوی (خاصه پهلوی اول) به دلیل آنکه اکثر گرایشهای فکری، در اختیار گروهی که معتقد به نابودسازی این نوع موسیقی و جایگزینی آن با موسیقی کلاسیک غربی و یا در بهترین حالت، معتقد به تزئین و بزک موسیقی ایرانی، با شیوه‌های غیر ایرانی بودند، مورد بی مهری های فراوان قرار گرفت، آنچنان که کفیل وزارت فرهنگ در دوره رضا شاه، در متن ابلاغیه غلامحسین مین باشیان به سمت ریاست اداره موسیقی کشور، هدف از تاسیس این اداره را برقرار نمودن اساس موسیقی کشور مطابق با قواعد موسیقی غربی دانسته بود.

 با اینحال و به دلیل پایمردی بزرگانی چون وزیری، موسیقی ایرانی در مقاطعی نیز به صورت آکادمیک، در تهران و شعبات آن در شهرهایی چون تبریز آموزش داده شد و از بستر این آموزشها و توجهات بزرگانی چون برومند و صفوت در قامت مرکز حفظ و اشاعه، موسیقیدانان ارزشمندی تربیت یافتند که بعدها تبدیل به هنرمندان تاثیرگذار در موسیقی ایران شدند.

 در این میان برخی از هنرمندان من جمله لطفی و علیزاده به سبک آموزش موسیقی در این هنرستان، انتقاداتی نیز داشتند، لطفی در یادداشت خود چنین می نویسد: «با ایجاد مدرسه عالی موسیقی، به وسیله وزیری پایه تئوری موسیقی ایرانی تغییر کرد و موسیقی ایرانی بر پایه تئوری موسیقی غربی تبیین گردید و شاگردانی تربیت شدند که برای خلق موسیقی ایرانی کارایی نداشتند و به درد خلق موسیقی می خوردند که معلوم نبود کارایی اش کجاست» (لطفی، 1373: 70 ) لطفی در همین یادداشت دلیل پرورش هنرمندان ارزشمند را حضور علی اکبر شهنازی در این هنرستان میداند.

درباره‌ی فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

همچنین ببینید

رئیس کل نظام پزشکی کشور:هزینه واقعی شدن تعرفه را بیمه باید تامین کند

آیین باور – افزایش تعرفه ها نباید از جیب مردم پرداخت شود، در حال حاضرتعرفه …

دلت خوش است؟ نه! دلم خون است!

یادداشت/ به قلم احسان محمدی : در مترو جوانی آمد جلو و بعد از احوالپرسی …

دیدگاهتان را بنویسید