???????? ???????????? ?????????? ???????? ???????? ????????????
خانه / آخرین نوشته ها / تاریخ انقلاب اسلامی در ساوجبلاغ و نظرآباد(۲)

تاریخ انقلاب اسلامی در ساوجبلاغ و نظرآباد(۲)

مبارزات نخستین امام جمعه ساوجبلاغ 

حجّت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عباس صبایی (۱۳۱۹- ۱۳۸۶ش) نخستین امام جمعه ساوجبلاغ و بنیانگذار حوزه علمیه امام جعفر صادق علیه السلام هشتگرد است. در روستای گوگد از توابع شهرستان گلپایگان زاده شد. از شانزده سالگی به فراگیری علوم حوزوی پرداخت و در این مسیر از درس استادان حوزه های علمیه اراک، قم و مشهد بهره مند شد. در سال ۱۳۳۹ش رهسپار حوزه علمیه قم شد و در مدرسه آیت الله گلپایگانی به تحصیل پرداخت. دوره سطح حوزه را نزد آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی (م۱۳۸۷ش) گذراند و سطح عالی را نزد آیت الله حسینعلی منتظری (م۱۳۸۸ش)، آیت الله علی مشکینی (م ۱۳۸۶ش)، آیت الله حسین نوری همدانی (متولّد ۱۳۰۴ش)، آیت الله جعفر سبحانی (متولّد ۱۳۰۷ش) و آیت الله سیّد محمّدباقر سلطانی طباطبایی (م۱۳۷۶ش) سپری کرد. در سال ۱۳۴۶ش به حوزه علمیه مشهد رفت و از درس آیت الله سیّد محمّدهادی میلانی (م ۱۳۵۴ش) بهره مند شد و همچنین در آن شهر به اقامه نماز جماعت پرداخت. او پس از چندی، بار دیگر به قم بازگشت و در مدرسه های دارالشفاء و آیت الله بروجردی به تحصیل ادامه داد و نزد آیت الله سیّد محمّدرضا گلپایگانی (م ۱۳۷۲ش) و آیت الله شیخ مرتضی حایری یزدی (م۱۳۶۴ش) شاگردی کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۶۰ش مدّتی زیر نظر آیت الله محمّد محمّدی گیلانی (م۱۳۹۳ش) در زندان اوین به قضاوت پرداخت. با پیشنهاد شیخ غلامرضا سلطانی (شهادت ۱۳۶۴ش) نماینده مردم کرج و ساوجبلاغ در مجلس شورای اسلامی و موافقت دفتر امام خمینی از ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۷۴ش امام جمعه ساوجبلاغ بود. مهم ترین فعالیّت او در شهرستان ساوجبلاغ، ایجاد حوزه علمیه در سال ۱۳۶۲ش است. این مدرسه از پشتیبانی مراجع تقلید شیعه به ویژه آیت الله گلپایگانی برخوردار بود. شیخ عباس صبایی به استقلال مالی حوزه از حاکمیّت اعتقاد داشت و در این راه مستغلاتی برای حوزه علمیه هشتگرد فراهم کرد.

دیگر فعالیّت های فرهنگی، اجتماعی و عمرانی او در ساوجبلاغ به این شرح است: زمینه سازی برگزاری جلسات مناظره شیخ محمّد مردانی نویسنده فرق و مذاهب با پیروان مسلک اهل حق؛ تأسیس مصلای هشتگرد؛ ساخت مسجد در جنوب شهر هشتگرد؛ تأسیس حوزه علمیه خواهران؛ ایجاد نانوایی و گرمابه عمومی؛ وقف هفت هکتار زمین و یک واحد مسکونی برای حوزه علمیه؛ ساخت خانه های سازمانی برای مدرّسان حوزه و خانه عالم در روستای خور؛ تأسیس پاساژ قایم و تأمین مکان نخستین بیمارستان ساوجبلاغ به مدّت پانزده سال. شیخ عباس صبایی در سیزده سال پایانی عمرش، مدرّس ارشد حوزه علمیّه هشتگرد و امام جماعت مساجد شهرستان نظرآباد بود. او در ۲۷ خرداد ۱۳۸۶ش به هنگام بازگشت از مسجد امام حسن مجتبی (ع) نظرآباد مورد حمله تروریستی قرار گرفت و به شهادت رسید (۱) آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید شیعه بر او نماز خواند و پیکرش در آرامستان شیخان قم به خاک سپرده شد. ققنوس روشنی (سلسله درس های کلام اسلامی) که در بهار ۱۳۸۹ش با تحقیق و ویرایش اسماعیل آل احمد منتشر شد، گفت وگوهای کلامی دو جوان و جزوات اصول عقاید از آثار چاپ شده او است. فعالیّت های سیاسی و اجتماعی شیخ عباس صبایی در دوره پهلوی را می توان این گونه برشمرد:

– در ۲ فروردین ۱۳۴۲ در سالروز شهادت امام جعفرصادق علیه السلام، گروهی از نظامیان ارتش پهلوی در لباس روستاییان و با چاقو و چوب به آیین سوگواری مدرسه فیضیه قم حمله کردند که به شهادت و مجروحیت تعدادی از طلاب منجر شد. در این تجمّع – که به دعوت آیت الله گلپایگانی برگزار شده بود – شیخ عباس صبایی کتک خورده و مجروح گردید.

– در اسفند ۱۳۴۳ پس از دستگیری و تبعید امام خمینی به ترکیه، صبایی به همراه ۳۹ تن از طلبه های گلپایگانی مقیم قم نامه ای اعتراضی به نخست وزیر وقت نوشتند: «جناب آقای [امیرعباس] هویدا نخست‌وزیر ایران! دولت سابق به جرم بیان حق و دفاع از استقلال مملکت، یکی از مراجع بزرگ تقلید شیعیان حضرت آیت‌الله العظمی خمینی دامت برکاته را به کشور ترکیه تبعید کرد و با این عمل خلاف قانون خود خشم و تنفّر ملّت مسلمان را برانگیخت و باعث تشنّج عمومی شد که هر روز حوادث ناگواری را دنبال دارد. اگر شما خواسته باشید خود را در شمار دولت های ملّی درآورده و از پشتیبانی آنان بهره‌مند گردید لازم است هرچه زودتر در استخلاص حضرت آیت‌الله العظمی آقای خمینی و سایر زندانیان مسلمان که در رأس آنها وعاظ محترم و اساتید می‌باشند، اقدام فرمایید و تحقّق دادن به آرمان های مقدّس اسلامی را که یگانه ملاک محبوبیت زمامداران مملکت اسلامی است سرلوحه برنامه دولت خود قرار دهید زیرا در کشور مشروطه اسلامی طبق قانون اساسی رعایت اصول مذهبی و احترام به نظریه مراجع طراز اوّل و توجّه به افکار عمومی وظیفه هیئت حاکمه است. در انتظار اقدامات سریع شما، محصلین گلپایگانی مقیم قم.»

– پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ مدّتی پنهانی زندگی کرد تا اینکه در سال ۱۳۴۸ش به منطقه ساوجبلاغ آمد. فعالیّت های مذهبی و سیاسی خود را بیشتر در روستای خور از توابع شهرستان ساوجبلاغ متمرکز کرد. با اندک فعالیّت سیاسی، عوامل حکومت پهلوی با سنگ پراکنی به منزلش و حمله به مسجد روستا و قطع بلندگوهای آن و در نهایت با برهم زدن جلسات سخنرانی اش، به پاسگاه ژاندارمری هشتگرد شکایت برده و زمینه بازداشت و ممنوع المنبر شدن او را مهیّا کردند اما او دست از مبارزه برنداشت. پخش رساله عملیه امام خمینی و طرح مباحث مذهبی و سیاسی با جوانان از جمله فعالیّت های او در این روستا بود. در ۱۳ شهریور ۱۳۵۵ پاسگاه ژاندارمری هشتگرد با نامه فاضل پور بخشدار وقت ساوجبلاغ او را به بهانه ایجاد دودستگی در روستای خور، از ورود به منطقه منع کرد. در آن نامه آمده است: «چون به قرار اطلاع واصله وجود آقای شیخ عباس صباحی [صبایی] در قریه خور که به عنوان واعظ در آن روستا اقامت دارد، مغایر با سیاست منطقه بوده و موجبات اختلافات و دودستگی را فراهم ساخته، دستور فرمایید به نحو مقتضی شخصاً [به] ایشان اخطار نمایند که حق وعظ و اقامت در خور را نداشته و حداکثر ظرف ۴۸ ساعت آنجا را ترک نماید. ضمناً به منظور اصلاح و جلوگیری از اختلافات، قدغن نمایید که هیچ گونه شبیه خوانی (۲) در محل صورت نگیرد.» رونوشت این نامه جهت صدور دستور به سازمان امنیت و اطلاعات (ساواک) شهرستان کرج هم ارسال شده بود. پس از خروج از روستای خور، مدّتی در قم اقامت داشت تا اینکه در سال ۱۳۵۵ش چندتن از علاقه مندانش برای رفع موانع حضور او در ساوجبلاغ، معرفی نامه ای را به نام او از اداره اوقاف شهرستان کرج دریافت می کنند اما او پس از آگاهی از موضوع، آنها را توبیخ می کند. در نامه اوقاف که به امضای غلامعلی مهاجر دیلمان متصدّی امور دینی اداره اوقاف شهرستان کرج رسیده، از صبایی به عنوان مروّج مذهبی خواسته شده که در مساجد و منابر، دوران مجد و عظمت ایران باستان و میراث گران بهای ملّی را با زبانی ساده برای روستاییان بیان کند. نامه اوقاف در اواخر سال ۱۳۷۳ش از سوی منتقدان سیاسی صبایی به طور گسترده در شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد منتشر شد. او در ۲ دی ۱۳۷۶ طی نامه ای خطاب به وزارت اطلاعات درباره چگونگی صدور این نامه نوشته است: «قبل از سال ۱۳۵۶ش ژاندارمری منطقه [ساوجبلاغ] از سکونت بنده در قریه خور جلوگیری کرد و ناچار شبانه اینجانب را به قم فرستاد و مسجد تعطیل شد. اهالی محترم بدون اطلاع بنده با مراجعه به اوقاف، مجوز گرفته بودند و مجدداً مرا دعوت کردند. وقتی فهمیدم به وسیله اوقاف، مسجد راه اندازی شده، از کار آنها ناراحت شدم و لذا اصل نامه را هم پیش من انکار کردند و اصلاً تا به حال هم نامه را ندیده ام. چون نمی بایست مسجد تعطیل می شد، تبلیغات را شروع کردم تا انقلاب پیروز شد. وقتی مسئول تقسیم بخشی از اراضی قریه خور شدم، اوّلین بار فتوکپی نامه را دیدم چون یکی از دوستان نزدیکم که به ناحق متقاضی زمین بود، طی نامه خصوصی تهدید[آمیز]، پخشِ نامه اوقاف را حربه دست یافتن خود به زمین می دانست که به لطف خداوند سبحان اعتنایی نکردم و پخش فتوکپی آن وقت تأثیری نکرد (چون طرف روحانی نبود) تا وقتی که در هشتگرد با امکانات زیادتر مادّی و اجتماعی بعضی از دوستان جدیدم که به خواسته های شخص خود نمی رسیدند، از همان نامه به دستِ آقای… (دست پرورده خودم) بنده را ضدّ ولایت و سلطنت طلب و طرفدار سرمایه دار معرفی کردند!»

_____________________

۱٫ با تلاش مأموران وزارت اطلاعات، در مهر ۱۳۸۸ش فردین حسینی قاتل مرحوم صبایی دستگیر شده و صبح روز پنج شنبه اوّل بهمن ۱۳۹۴ش به دار مجازات آویخته شد.

۲٫ مرحوم صبایی با مبانی فقهی خاص خودش، شبیه خوانی (تعزیه) را جایز نمی دانست.

مبارزات سیاسی در کارخانه و شهرک سیمان آبیک

کارخانه و شهرک سیمان آبیک واقع در شهرستان نظرآباد از کانون های مبارزه علیه حکومت پهلوی به شمار می رود. البتّه علایق مذهبی و گرایشات سیاسی بنیانگذار آن مهندس منوچهر سالور (۱) زمینه ساز این نوع فعالیّت ها بود. ساواک در پرونده انفرادی سالور، او را فردی متدیّن، صدّیق، خیّر، علاقه مند به کار، بیش از حدّ خشک و مقرراتی، تا حدّی کج سلیقه و بدبین و به امور مذهبی متعصّب معرفی کرده است.

در سال ۱۳۵۵ش حاج مصطفی بازرگان (۲) از همکاران و دوستان نزدیک مهندس سالور، نامه ای را به دفتر آیت الله سیّد محمّدرضا گلپایگانی می نویسد و برای کارخانه و شهرک سیمان آبیک درخواست روحانی می کند. حجّت الاسلام والمسلمین سیّد مهدی گلپایگانی (۳) فرزند آیت الله گلپایگانی در ۳۰ امرداد ۱۳۵۵ در پاسخ به نامه بازرگان، شیخ علی علی بخشی را روانه این کارخانه می کند. (۴) شیخ علی علی بخشی – با نام واقعی بیژن علی بخشی فرزند حق مراد – از مخالفان حکومت پهلوی بود و از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ش مبارزاتی را در کارخانه و شهرک سیمان آبیک سامان داد. در ۲۰ دی ۱۳۵۷ سلیمی رییس ساواک قزوین در نامه ای به ساواک زنجان او را «واعظ و طلبه مذهبی افراطی» معرفی کرده که به عنوان محرّک در حوادث شهر قزوین و حومه نقش داشت.

ساواک در ۱۹ فروردین ۱۳۵۷ گزارش می دهد که در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تعدادی نوار کاست و اوراق مضرّه مربوط به وقایع قم به وسیله شیخ علی بخشی و چهار تن دیگر در بخش آبیک از توابع شهرستان قزوین توزیع شده است. در گزارش دیگری از ساواک در این باره آمده است: «شخصی به نام شیخ علی بخشی که در کارخانه سیمان آبیک سکونت دارد و از طرف مهندس سالور، نامبرده در محل فوق اسکان یافته [است]؛ شدیداً مبادرت به اغفال جوانان محل کرده و یکی از عاملین تظاهرات اخیر در آبیک قزوین بوده که منجر به پخش اوراق مضرّه و گماردن نوار ضدّ میهنی در ضبط صوت مسجد آبیک گردیده است. ارزیاب ساواک به نام راجی در این گزارش ضمن درخواست عکس علی بخشی و تأکید بر مراقبت دقیق از او، خواستار تحقیق بیشتر درباره ارتباطش با مهندس سالور شده است.

انصاری رییس ساواک قزوین در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۵۷ در گزارشی خطاب به اداره کل سوّم ساواک، ارتباط علی بخشی و سالور را تأیید می کند: «موضوع اسکان نامبرده توسط مهندس سالور در شهرک کارخانه سیمان آبیک مورد تأیید است و ارتباط آنان تا حدّی است که یاد شده مهندس سالور را یکی از دوستان خود معرفی کرده است. مشارالیه اکثراً با جوانان منطقه آبیک در تماس بوده و وقایع را با کمی تحریف بدون آنکه مستقیماً قصد تحریک داشته باشد برای آنان بازگو می-نماید؛ به طوری که سه نفر از اهالی [طالقانی الاصل] به نام های [سیّد] فخرالدین سادات کیایی، رمضان مهرابی و سیّد گلعلی افتخاری [خادم مسجد آبیک] تحت تأثیر قرار گرفته و روزهای ۲۸ و ۲۹/۱۱/۱۳۵۶ اقدام به تکثیر اعلامیه و برگزاری مجلس ترحیم به مناسبت چهلم [شهدای ۱۹ دی ۱۳۵۶] وقایع قم نموده بودند… اعمال و رفتار یادشدگان کماکان تحت نظر بوده و هرگونه مورد خلافی به موقع به استحضار خواهد رسید. ضمناً مشخصات کامل ملصق به عکس شیخ علی بخشی به پیوست تقدیم می گردد.»

رمضان مهرابی (۵) از جمله جوانان انقلابی شهر آبیک بود که ارتباط گرمی با شیخ علی بخشی داشت. براساس گزارش اوّل خرداد ۱۳۵۷ ساواک، او به جهت دیدار و گفت و گو با علی بخشی به شهرک سیمان آبیک رفته بود تا از اوضاع سیاسی شهر قم مطلع شود. ذیل این گزارش آمده است: «رمضان مهرابی در مرکز و ۲۳ه [از بخش های امنیتی ساواک] سابقه دارد و شیخ بیژن شهرت علی بخشی نیز که در منطقه آبیک تحریکاتی نموده و با در اختیار گذاشتن اخبار وقایع قم و بعضاً نوار مضرّه، افرادی از جمله نامبرده بالا را از طریق مستقیم منحرف نموده [است]!» همچنین اعتصاب کارگران کارخانه سیمان آبیک در مهر ۱۳۵۷ش حدود چهار ماه مانده به پیروزی انقلاب اسلامی را می توان حاصل این مبارزات دانست.

_____________________

۱٫ مهندس منوچهر سالور (م ۱۳۸۹ش) پدر صنعت سیمان ایران و بنیانگذار کارخانه سیمان آبیک در شهرستان نظرآباد است. دوره تحصیلات متوسطه را در دبیرستان صنعتی ایران و آلمان به پایان رساند سپس در هنرسرای عالی در رشته برق مشغول تحصیل شد. در سال ۱۳۱۷ش تحصیلات دانشگاهی را در رشته مهندسی برق و ماشین آلات در دانشکده صنعتی (علم و صنعت کنونی) به پایان رساند و کار خود را در کارخانه سیمان ری – که در سال ۱۳۱۲ش به وسیله یک شرکت آلمانی راه اندازی شده بود – آغاز کرد. کوشش های فراوان او برای جبران خرابی و عقب ماندگی های ناشی از پیامدهای جنگ جهانی دوّم باعث شد که حتّی شب ها را نیز در کارخانه سپری کند. ایجاد کارخانه سیمان آبیک از جمله اقدامات مهندس سالور است. واحد نخست این کارخانه در سال ۱۳۵۲ش با ظرفیّت ۳۵۰۰ تُن در روز و واحد دوّم آن در سال ۱۳۵۷ش با ظرفیّت ۴۰۰۰ تن سیمان پرتلند راه اندازی گردید. این کارخانه در روز سه شنبه هفتم آبان ۱۳۵۳ش با حضور محمّدرضا شاه پهلوی افتتاح شد. ریاست انجمن اسلامی مهندسین، مدیرعامل و رییس هئیت مدیره کارخانه قند مرودشت، مدیرعامل شرکت سهامی عام سیمان فارس و خوزستان، سرپرست بنیاد علوی در سال ۱۳۵۷ش، مهندس برجسته ایران در سال ۱۳۷۶ش و راه اندازی شرکت سهامی شیراز، کارخانه های سیمان شیراز، دورود و بهبهان، کارخانه های قند پارس، قهستان و فسا در استان های فارس، خراسان و کرمان، هنرستان کارآموزی نارمک تهران و معدن پنبه سوز در اطراف بیرجند از جمله فعالیّت های عمرانی و اجتماعی او به شمار می رود. «خاطرات و خدمات» در دو جلد، «ارمغان حجاز» و «مناجات فرزانگان» از آثار مکتوب او است. او با روحانیون مبارز روزگار خود از جمله آیت الله شهید سیّد عبدالحسین دستغیب شیرازی، آیت الله شهید سیّد اسدالله مدنی، آیت الله شیخ بهاالدین محلاتی و آیت الله سیّد محمود طالقانی در ارتباط بود. سالور همچنین از دوستان صمیمی مهندس مهدی بازرگان بود.

۲٫ حاج مصطفی بازرگان (م ۱۳۸۹ش) قرآن پروژه و فعّال اجتماعی است که در توسعه شهر نظرآباد نقش فراوانی داشت. او در یک خانواده مذهبی و نیمه مرفّه آذربایجانی متولد شد. پدرش حاج عباسقلی تبریزی به تجارت اشتغال داشت. پس از گذراندن دوره دبستان، وارد دبیرستان دارالفنون شد و از دانش آموزان درس خوان و دلبسته تحصیل آن مدرسه بود. پس از دوره دبیرستان در حال تکمیل تحصیلات خود در دانشکده کشاورزی کرج بود که همزمان با خریداری روستای نظرآباد به وسیله میرزا عبدالله مقدّم از دوستان نزدیک پدرش، به این روستا آمد. در همان سال های نخستین حضورش در نظرآباد، مقدّم همه اختیارات آبادانی این روستا را براساس اسناد رسمی به وی سپرد. احیای اراضی شوره زار جنوب نظرآباد و ایجاد روستای مصطفی آباد، بازسازی مسجد جامع نظرآباد، ساماندهی وضعیت بهداشتی، احیای قنوات، راه اندازی آسیاب، ساماندهی باغداری و کشاورزی، درختکاری بلوار ورودی شهر، کمک به دامپروران ساکن در نظرآباد (آلیکایی ها)، تلاش در جهت افزایش بصیرت دینی جوانان و دانشجویان و انجام خاک شناسی کارخانه سیمان آبیک در سال ۱۳۴۶ش از مهّم ترین فعالیّت های بازرگان در شهرستان نظرآباد است. بازرگان از همان اوان کودکی با قرآن کریم انس داشت و حاصل این دوستی با کلام وحی، نگارش حدود ۱۵۰ مقاله بلند و کوتاه چاپ نشده و شش عنوان کتاب است که بیشتر به وسیله شرکت سهامی انتشار منتشر شده است: لیلاج (در حرمت موسیقی غنایی)؛ سه مقاله (حجاب، نماز و روزه)؛ یادگاری از پدر؛ اختیارات و اراده ها (مَن تشاهای قرآن)؛ شیعه و مستنداتش؛ قُلّک. مصطفی بازرگان برادر کوچک مهندس مهدی بازرگان (م ۱۳۷۳ش) رییس دولت موقّت انقلاب اسلامی ایران است. «مختصر تاریخ معاصر نظرآباد» مجموعه خاطرات چاپ نشده او از روند توسعه شهر نظرآباد و خدمات میرزا عبدالله مقدّم است که انتشار بخشی از آن به وسیله نگارنده این کتاب در سال ۱۳۸۱ش، واکنش های متفاوتی را برانگیخت.

۳٫ حجّت الاسلام والمسلمین سیّد مهدی گلپایگانی در بامداد ۳۱ شهریور ۱۳۵۷ در تصادفی مبهم درگذشت.

۴٫ در زمستان ۱۳۸۵ش مرحوم مصطفی بازرگان این نامه را در اختیار نگارنده قرار داد. برای نخستین بار این نامه در صفحه ۴۵۲ کتاب «دشتی به وسعت تاریخ» منتشر شده است.

۵٫ رمضان مهرابی متولّد سال ۱۳۳۷ش در منطقه طالقان است. او روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ به اتهام تکثیر و نصب اعلامیه علیه حکومت پهلوی و همچنین برگزاری آیین چهلم شهدای واقعه خونین ۱۹ دی قم در مسجد آبیک دستگیر و در ۱۸ اسفند همان سال به قید کفالت از زندان آزاد شد.

– منبع: حسین عسکری، بیداری دشت کهن: تاریخ انقلاب اسلامی در ساوجبلاغ و نظرآباد، تهران: انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۷، ص ۲۶۷٫

حاج مصطفی بازرگان قرآن پژوه و فعّال اجتماعی است که در توسعه شهر نظرآباد نقش فراوانی داشت.

در سال ۱۳۵۵ش حاج مصطفی بازرگان نامه ای را به دفتر آیت الله سیّد محمّدرضا گلپایگانی نوشت و برای کارخانه و شهرک سیمان آبیک درخواست روحانی کرد. شیخ علی علی بخشی از مخالفان حکومت پهلوی بود و از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ش مبارزاتی را در کارخانه و شهرک سیمان آبیک سامان داد.

کتاب لیلاج (در حرمت موسیقی غنایی) نوشته حاج مصطفی بازرگان است که در سال ۱۳۵۳ش در ساوجبلاغ و نظرآباد پخش گردید.

 

 

فعالیّت های مذهبی و سیاسی روحانی روستای سعیدآباد ساوجبلاغ

حجّت الاسلام والمسلمین سیّد مقتدا حسینی ابهری از روحانیون انقلابی منطقه ساوجبلاغ و کرج است که اکنون مدیر مرکز اسلامی امام علی علیه السلام شهر لوگانو از توابع ایالت تیچینو واقع در کشور اروپایی سوئیس است. در سال ۱۳۲۸ش در روستای قِروه از توابع شهرستان ابهر زاده شد. پس از گذراندن تحصیلات اوّلیه، در سال ۱۳۴۴ش راهی حوزه علمیه قزوین شد (۱) و چهار سال بعد به تهران رفت و در مدرسه های علمیه چهل ستون و عالی سپهسالار از درس استاد حسینعلی راشد (م۱۳۵۹ش)، آیت الله سیّد محمّدکاظم عصار تهرانی (م۱۳۵۳ش)، آیت الله شیخ محمّدعلی لواسانی (م۱۳۵۲ش)، آیت الله شیخ عبدالحسین ابن الدین قمی (م۱۳۴۹ش)، آیت الله سیّد ابوالحسن ملکی زنجانی و استاد حکمت آل آقا بهره مند گردید و موفق به دریافت کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی شد. نمایندگی از آیت الله سیّد محمدهادی میلانی (م۱۳۵۴ش)، آیت الله سیّد شهاب الدین مرعشی نجفی (م۱۳۶۹ش) در امور حسبیه و نقل حدیث، امام جماعت مسجد صاحب الزمان در محلّه جِی، تأسیس کتابخانه و انجمن اسلامی جوانان غرب تهران، تدریس در برخی مدارس ابتدایی و دبیرستان از فعالیّت های او در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در شهر تهران است.

حضور در تحصّن روحانیون انقلابی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۷ش، ارسال تلگرام به همراه ۲۹ روحانی دیگر به والری ژیسکاردِستَن (متولّد ۱۹۲۶ میلادی) رییس جمهوری وقت فرانسه درباره اهمیت حضور امام خمینی در آن کشور، (۲) ارتباط با روحانیون مخالف حکومت پهلوی همانند آیت الله شیخ حسین لنکرانی (م۱۳۶۸ش)، آیت الله سیّد رضا زنجانی (م۱۳۶۲ش)، آیت الله حسین غفاری (شهادت ۱۳۵۳ش) و آیت الله شیخ قاسم اسلامی (م۱۳۵۸ش)، تأسیس کمیته انقلاب اسلامی در گوهردشت کرج، مشارکت در برگزاری آیین چهلم شهدای یزد در سال ۱۳۵۷ش در مسجد اعظم کرج، دستگیری از سوی فرمانداری نظامی در آستانه پیروزی انقلاب از جمله تکاپوهای انقلابی او به شمار می رود. جّت الاسلام والمسلمین حسینی ابهری درباره آشنایی اش با امام موسی صدر (۳) می گوید: «اوّلین دیدار و آشنایی ام با امام موسی صدر در اوایل دهه پنجاه شمسی در مسجد، کتابخانه و مدرسه چهل ستون تهران بود. مؤسس آن مدرسه آیت الله حاج حسن آقا سعید تهرانی (م۱۳۷۴ش) است. این آشنایی باعث شد که از سال ۱۳۵۴ش تا یک ماه پیش از مفقود شدن ایشان، به لبنان رفت وآمد داشته باشم. تعقیب اندیشه و افکار ایشان، انگیزه ای شد که بنده فعالیّت مذهبی خود در اروپا را پایه گذاری کنم.»

او درباره فعالیّت های مذهبی و سیاسی خود در منطقه ساوجبلاغ می گوید: «اواخر دهه چهل شمسی در هیئت مذهبی حضرت ابوالفضل روستای سعیدآباد ساوجبلاغ منبر می رفتیم. در بهمن ۱۳۴۸ش در آنجا با خانواده کشاورزی آشنا شده و ازدواج کردم. در آن سال ها، جسته و گریخته در سعیدآباد سخنرانی می کردم و رساله عملیه امام خمینی و کتاب هایی همانند مناظره دکتر و پیر نوشته [شهید سیّد عبدالکریم] هاشمی نژاد (شهادت ۱۳۶۰ش) را بین مردم و علاقه مندان به نهضت امام خمینی پخش می کردم. در سال ۱۳۵۶ش از تهران به کرج آمده و در این شهر سکونت گزیدم. در آن سال، کرج شهرستان شده بود و ساوجبلاغ از بخش های آن محسوب می شد. جلسات روحانیت این شهرستان به صورت گردشی در منازل و مساجد برگزار می شد. آقایان حجّت الاسلام سیّد محمّدعلی شهیدی محلاتی، احمد انصاری، غلامحسین غلامی، محمّداسماعیل فاضل فرد، (۴) حسن منتظری و طاهری از روحانیون منطقه ساوجبلاغ و نظرآباد بودند که در این جلسات شرکت می کردند. در آستانه پیروزی انقلاب، تظاهرات ها هر روز و گاهی یک روز در میان در شهر کرج و اطراف آن از جمله هشتگرد و نظرآباد در حال گسترش بود. به خاطر دارم من با دوستان در راستای تبیین برنامه های آینده در هشتگرد بودم که عده ای چماق به دست با سرکردگی فردی به نام تیمور سوار بر چندین ماشین وانت شده و برای مردم رعب و وحشت ایجاد می کردند و این موضوع سبب زد و خورد می شد.»

_____________________

۱٫ در اطلاعیه ای به تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۴۸، آیت الله شیخ نصرالله شهیدی (م ۱۳۵۷ش)، آیت الله سیّد حسن موسوی شالی (م۱۳۸۵ش) و آیت الله شیخ عبدالرحیم سامت (م۱۳۷۸ش) نوشته اند: «روز دوشنبه سوّم شعبان المعظّم به مناسبت تولّد سرور آزادگان حضرت ابی عبدالله الحسین ارواح العالمین له الفداء از ساعت ۳ الی ۵ بعدازظهر مجلس جشنی از طرف هئیت علمیه در مدرسه مبارک سردارین منعقد و ضمناً جناب آقای سیّد مقتدا حسینی ملبّس به لباس پرافتخار و مقدّس روحانیت خواهند گردید.»

۲٫ در متن این تلگرام که در ۲۵ مهر ۱۳۵۷ منتشر شده، آمده است: «حضرت والری ژیسکاردستن، پاریس، کاخ ریاست جمهوری. مطمئنیم که با درایت و آزاداندیشی خاص ملّت فرانسه، قدوم و ورود حضرت امام خمینی را به عنوان آیت الله العظمی و حجّت کبری الهی بدان سامان تلقّی فرموده‌اید زیرا ایشان از نظر ما روحی است مسیحایی که از سوی خدا برای زنده کردن نه تنها ملّت ایران بلکه جهان اسلام است، خادمین اسلام، یعنی دین آزادی و عدالت، از پذیرایی گرمی که ملّت آزادی خواه فرانسه و در رأس آنها شخص آن حضرت به عمل خواهد آورد متشکر و امیدواریم که ملّت فرانسه با شناخت راه و هدف معظّم له و حمایت از ایشان، از ملّت ایران و جهان اسلام حمایت نماید، بدیهی است این موضوع در روابط آینده دو ملّت نقش اساسی خواهد داشت.»

۳٫ سیّد موسی صدر (متولّد ۱۳۰۷ش) معروف به امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان است که مجلس اعلای شیعیان و جنبش اَمل را در آن کشور تأسیس کرد. او در ۹ شهریور ۱۳۵۷با دعوت معمر قذافی (م۱۳۹۰ش) به لیبی رفت و در آن سفر ناپدید شد. بسیاری گزارش‌ها از شهادت او به وسیله قذافی حکایت می کنند اما گزارش‌هایی نیز در دست است که او کشته نشده و در زندان‌های لیبی بوده است. پس از سقوط قذافی، هیچ گزارش رسمی جدیدی از وضعیت او به دست نیامده است.

۴٫ حجّت الاسلام شیخ محمّداسماعیل فاضل فرد از شاگردان امام خمینی است که در گسترش فعالیّت های انقلابی در منطقه ساوجبلاغ نقش عمده ای داشت. او پدر دو شهید جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است که علاوه بر فعالیّت های مذهبی و اجتماعی مدّت ها در روستای آران از توابع شهرستان ساوجبلاغ به کشاورزی مشغول بود.

– منبع: حسین عسکری، بیداری دشت کهن: تاریخ انقلاب اسلامی در ساوجبلاغ و نظرآباد، تهران: انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۷، ص ۲۷۴٫

 

آیت الله سیّد حسن طباطبایی قمی از مجتهدان مخالف حکومت پهلوی بود که از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ش در خانه ای در کرج تحت نظر ساواک بود. در این عکس، سیّد مقتدا حسینی ابهری که طلبه ای جوان است در کنار آیت الله قمی دیده می شود.

ارسال تلگراف به همراه ۲۹ روحانی دیگر به والری ژیسکاردِستَن رییس جمهوری وقت فرانسه درباره اهمیت حضور امام خمینی در آن کشور، از فعالیت های انقلابی سیّد مقتدا حسینی ابهری به شمار می رود.

 

حجّت الاسلام والمسلمین سیّد مقتدا حسینی ابهری اکنون مدیر مرکز اسلامی امام علی علیه السلام شهر لوگانو از توابع ایالت تیچینو واقع در کشور اروپایی سوئیس است.

– منبع: حسین عسکری، بیداری دشت کهن: تاریخ انقلاب اسلامی در ساوجبلاغ و نظرآباد، تهران: انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۷، ص ۲۷۴٫

درباره ی فریبا کلاهی

روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری آیین باور

مطلب پیشنهادی

بازدید سرزده استاندار البرز از ایستگاه های نوروزی در استان

استاندار البرز از ایستگاه های نوروزی استان و روند خدماتدهی به مسافران نوروزی به صورت …

دیدگاهتان را بنویسید